کتاب «من، منصور و آلبرایت» نوشته فرخنده حاجی‌زاده

800,000 تومان

کتاب «من، منصور و آلبرایت»
نوشته فرخنده حاجی‌زاده

معرفی کتاب من، منصور و آلبرایت
کتاب من، منصور و آلبرایت نوشته فرخنده حاجی‌زاده یکی از رمان‌های متفاوت و قابل تأمل ادبیات معاصر فارسی است؛ اثری که مرز میان داستان، خاطره، تاریخ و تجربه شخصی را به شکلی خاص درهم می‌آمیزد.
این کتاب از آن دسته آثاری نیست که بتوان آن را صرفاً یک رمان معمولی دانست. «من، منصور و آلبرایت» با تکیه بر خاطره، فقدان، جست‌وجوی حقیقت و بازگشت به گذشته، روایتی شکل می‌دهد که در آن زندگی شخصی راوی با بخشی از تاریخ معاصر ایران گره می‌خورد.
فرخنده حاجی‌زاده در این اثر به سراغ موضوعی سنگین و دردناک می‌رود و تلاش می‌کند تجربه سوگ و جست‌وجوی حقیقت را به زبان ادبی روایت کند.
همین ویژگی باعث شده است که من، منصور و آلبرایت برای علاقه‌مندان به رمان معاصر فارسی، ادبیات مستند، ادبیات سیاسی و داستان‌هایی با ساختار متفاوت، کتابی قابل توجه باشد.
فرخنده حاجی‌زاده؛ نویسنده کتاب
فرخنده حاجی‌زاده نویسنده، شاعر و پژوهشگر ادبی ایرانی است که آثار متعددی در حوزه داستان، رمان، شعر و نقد ادبی منتشر کرده است.
در فهرست آثار او کتاب‌هایی مانند «خاله سرگردان چشم‌ها»، «خلاف دموکراسی»، «از چشم‌های شما می‌ترسم»، «تقدیم به کسی که قاتلم نبود»، «هجرانی»، «بازاندیشی یک» و «من، منصور و آلبرایت» دیده می‌شود.
حاجی‌زاده در آثار خود به موضوعات مختلفی پرداخته، اما یکی از ویژگی‌های مهم نوشته‌هایش توجه به حافظه، هویت، تجربه شخصی و مسائل اجتماعی است.
«من، منصور و آلبرایت» در میان آثار او جایگاه ویژه‌ای دارد؛ زیرا در این رمان، تجربه شخصی و خانوادگی با تاریخ معاصر و مسئله دادخواهی پیوند پیدا می‌کند.
کتاب من، منصور و آلبرایت درباره چیست؟
بدون اینکه وارد جزئیات پایانی داستان شویم، می‌توان گفت این رمان درباره سوگ، حقیقت، حافظه و تلاش برای دادخواهی است.
موضوع اصلی کتاب به قتل حمید حاجی‌زاده و فرزندش کارون در کرمان در سال ۱۳۷۷ و تلاش خانواده برای پیگیری حقیقت این حادثه مربوط می‌شود. این اثر در کنار روایت این واقعه، به فضای گسترده‌تر قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای در ایران نیز اشاره دارد.
اما نویسنده صرفاً به گزارش یک واقعه تاریخی اکتفا نمی‌کند.
آنچه «من، منصور و آلبرایت» را از یک گزارش ساده جدا می‌کند، استفاده از امکانات ادبیات برای روایت تجربه‌ای شخصی و تاریخی است.
راوی در طول داستان با گذشته، خاطرات، شخصیت‌های غایب و پرسش‌هایی درباره حقیقت روبه‌رو می‌شود.
رمانی درباره سوگ و فقدان
سوگ یکی از مهم‌ترین لایه‌های این کتاب است.
اما سوگ در «من، منصور و آلبرایت» صرفاً اندوه از دست دادن یک عزیز نیست.
سوگ به پرسش تبدیل می‌شود.
پرسش درباره اینکه چرا چنین اتفاقی رخ داده است.
پرسش درباره اینکه چه کسی مسئول بوده است.
پرسش درباره اینکه چگونه می‌توان حقیقت را حفظ کرد.
و مهم‌تر از همه، پرسش درباره اینکه آیا می‌توان اجازه داد یک واقعه دردناک به دست فراموشی سپرده شود.
به همین دلیل سوگ در این کتاب از یک تجربه خصوصی فراتر می‌رود و به موضوعی اجتماعی و تاریخی تبدیل می‌شود.
از سوگ شخصی تا دادخواهی
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «من، منصور و آلبرایت» حرکت از سوگ شخصی به دادخواهی است.
راوی فقط عزادار نیست.
او می‌خواهد بداند.
می‌خواهد گذشته را بازسازی کند.
می‌خواهد قطعات پراکنده یک واقعه را کنار هم قرار دهد.
و می‌خواهد درباره چیزی سخن بگوید که شاید ترجیح داده شده باشد در سکوت باقی بماند.
این ویژگی باعث شده منتقدان و نویسندگان درباره اثر از مفاهیمی مانند حافظه، شهادت، تاریخ و دادخواهی استفاده کنند.
حمید و کارون حاجی‌زاده
بخش مهمی از زمینه تاریخی رمان به حمید حاجی‌زاده، شاعر و نویسنده و فرزند خردسال او کارون حاجی‌زاده مربوط می‌شود.
این دو در آغاز مهرماه ۱۳۷۷ در کرمان به قتل رسیدند و نام آنها در ارتباط با مجموعه قتل‌های سیاسی موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای مطرح شده است.
فرخنده حاجی‌زاده در «من، منصور و آلبرایت» این واقعه را از زاویه‌ای ادبی و شخصی روایت می‌کند.
از همین رو کتاب برای شناخت بخشی از حافظه ادبی و اجتماعی ایران معاصر نیز اهمیت پیدا می‌کند.
تاریخ در دل داستان
«من، منصور و آلبرایت» را نمی‌توان بدون توجه به تاریخ معاصر ایران خواند.
اما نویسنده تاریخ را به شکل یک کتاب تاریخی کلاسیک روایت نمی‌کند.
او تاریخ را وارد زندگی شخصیت‌ها می‌کند.
تاریخ در اینجا چیزی دور و انتزاعی نیست.
تاریخ در خانه، در خاطره، در گفت‌وگو، در نامه، در فقدان و در زندگی روزمره حضور دارد.
این شیوه باعث می‌شود خواننده تاریخ را نه فقط به شکل مجموعه‌ای از تاریخ‌ها و نام‌ها، بلکه به شکل تجربه‌ای انسانی دنبال کند.
حافظه؛ یکی از شخصیت‌های پنهان کتاب
در «من، منصور و آلبرایت»، حافظه نقش بسیار مهمی دارد.
خاطره‌ها همیشه مرتب و خطی نیستند.
گاهی یک تصویر، یک نام یا یک اتفاق کوچک می‌تواند گذشته‌ای بزرگ را به یاد بیاورد.
ساختار کتاب نیز تا حدی از همین منطق پیروی می‌کند.
روایت با بازگشت‌ها، تداعی‌ها و جابه‌جایی میان زمان‌های مختلف پیش می‌رود.
به همین دلیل می‌توان گفت حافظه در این اثر فقط وسیله روایت نیست؛ بلکه بخشی از موضوع اصلی کتاب است.
ساختار متفاوت من، منصور و آلبرایت
یکی از ویژگی‌های مهم این رمان، ساختار آن است.
کتاب روایت کاملاً خطی و ساده‌ای ندارد.
زمان حال و گذشته در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و خواننده به تدریج قطعات مختلف داستان را دریافت می‌کند.
در یک سطح، راوی با برادر از دست‌رفته خود گفت‌وگو می‌کند.
در سطحی دیگر، گذشته و روزهای پس از وقوع حادثه روایت می‌شوند.
این رفت‌وبرگشت میان حال و گذشته، فضای ذهنی و عاطفی شخصیت اصلی را نیز به خواننده منتقل می‌کند.
چرا عنوان «من، منصور و آلبرایت»؟
عنوان کتاب خود یکی از بخش‌های قابل تأمل اثر است.
سه نام در کنار هم قرار گرفته‌اند:
من
منصور
آلبرایت
هر کدام از این نام‌ها بخشی از فضای فکری و تاریخی کتاب را تداعی می‌کنند.
«من» به راوی و جهان شخصی او نزدیک است.
«منصور» به یکی از شخصیت‌ها و لایه‌های روایی اثر مربوط می‌شود.
و «آلبرایت» خواننده را به یک شخصیت سیاسی شناخته‌شده در عرصه بین‌المللی و فضای سیاسی دهه ۱۹۹۰ میلادی متوجه می‌کند.
در نتیجه، عنوان کتاب از همان ابتدا نشان می‌دهد که قرار است جهان شخصی و جهان سیاسی در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
آلبرایت در عنوان کتاب چه معنایی دارد؟
حضور نام مادلین آلبرایت در عنوان، یکی از عناصر کنجکاوی‌برانگیز کتاب است.
آلبرایت وزیر امور خارجه ایالات متحده در دوره ریاست‌جمهوری بیل کلینتون بود و حضور نام او در کنار راوی و منصور، فاصله میان جهان شخصی داستان و عرصه سیاست بین‌المللی را برجسته می‌کند.
این انتخاب عنوان نشان می‌دهد که کتاب قصد دارد روایت خود را در مرز میان تجربه فردی و تاریخ سیاسی قرار دهد.
رمان یا تاریخ؟
یکی از جذابیت‌های «من، منصور و آلبرایت» همین سؤال است.
آیا با یک رمان روبه‌رو هستیم؟
یا یک خاطره؟
یا روایتی تاریخی؟
یا نوعی مستندنگاری ادبی؟
پاسخ ساده‌ای وجود ندارد.
این اثر دقیقاً به دلیل قرار گرفتن در مرز میان این حوزه‌ها جذاب است.
نویسنده واقعیت تاریخی را به ماده خام داستان تبدیل می‌کند و از امکانات روایت ادبی برای بازسازی تجربه شخصی استفاده می‌کند.
واقعیت و خیال در کتاب
یکی از ویژگی‌های قابل توجه رمان، همزیستی واقعیت و خیال است.
موضوع اصلی کتاب ریشه در واقعه‌ای واقعی دارد، اما شیوه روایت صرفاً مستند و گزارش‌گونه نیست.
فضای ذهنی، خاطره، کابوس، گفت‌وگو با غایب و تداعی‌های ذهنی وارد روایت می‌شوند.
به همین دلیل خواننده گاهی در مرز میان واقعیت تاریخی و جهان ذهنی راوی حرکت می‌کند.
رئالیسم سورئالیستی
در گفت‌وگویی درباره آثار فرخنده حاجی‌زاده، رضا خندان «من، منصور و آلبرایت» را نمونه‌ای از نوعی رئالیسم سورئالیستی توصیف کرده است.
دلیل این تعبیر آن است که داستان اصلی ریشه در واقعیت دارد، اما ابعاد واقعیت به اندازه‌ای تکان‌دهنده و غیرقابل باور است که گاهی حال‌وهوایی سورئال پیدا می‌کند.
این ویژگی برای خواننده‌ای که به ادبیات متفاوت و ساختارشکن علاقه دارد، اهمیت زیادی دارد.
گفت‌وگو با غایب
یکی از شگردهای روایی کتاب، حضور شخصیت غایب در کنار راوی است.
راوی با برادری که دیگر حضور فیزیکی ندارد گفت‌وگو می‌کند.
این گفت‌وگو از نظر ادبی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا مرز میان زندگی و مرگ، خاطره و اکنون، واقعیت و خیال را کم‌رنگ می‌کند.
شخصیت غایب از طریق حافظه دوباره وارد زندگی راوی می‌شود.
به این ترتیب، ادبیات به ابزاری برای زنده نگه داشتن صدایی تبدیل می‌شود که دیگر امکان حضور در جهان واقعی را ندارد.
حافظه در برابر فراموشی
یکی از مفاهیم اصلی کتاب را می‌توان مقاومت در برابر فراموشی دانست.
فراموشی همیشه به معنای از بین رفتن خاطره نیست.
گاهی فراموشی نتیجه سکوت، بی‌توجهی یا روایت نشدن یک واقعه است.
نوشتن می‌تواند در برابر این فراموشی قرار بگیرد.
فرخنده حاجی‌زاده با نوشتن این کتاب، تجربه‌ای شخصی را به بخشی از حافظه مکتوب تبدیل می‌کند.
کتابی درباره حقیقت
«من، منصور و آلبرایت» خواننده را با مفهوم حقیقت روبه‌رو می‌کند.
حقیقت در اینجا چیزی آماده و ساده نیست.
باید آن را از میان خاطرات، گفته‌ها، اسناد، تجربه‌ها و روایت‌های مختلف دنبال کرد.
این جست‌وجو یکی از نیروهای محرک داستان است.
راوی به دنبال پاسخ است و همین جست‌وجو، مسیر روایت را شکل می‌دهد.
دادخواهی در ادبیات
ادبیات می‌تواند فقط برای سرگرمی نباشد.
گاهی ادبیات به فضایی برای شهادت دادن تبدیل می‌شود.
گاهی نویسنده می‌خواهد چیزی را ثبت کند که ممکن است از حافظه عمومی حذف شود.
«من، منصور و آلبرایت» را می‌توان از این منظر نیز خواند.
کتاب تلاش می‌کند تجربه‌ای دردناک را روایت کند و آن را در حافظه ادبی ثبت نماید.
همین ویژگی باعث شده است که اثر برای مطالعات ادبی و اجتماعی نیز قابل توجه باشد.
زبان و لحن کتاب
لحن «من، منصور و آلبرایت» با موضوع آن ارتباط نزدیکی دارد.
روایت از نظر عاطفی سنگین است، اما در عین حال به زبان داستان وفادار می‌ماند.
راوی در برخی بخش‌ها صمیمی و شخصی سخن می‌گوید.
در بخش‌های دیگر، روایت به سمت گزارش، خاطره و تأمل تاریخی حرکت می‌کند.
این تغییرات لحن باعث می‌شوند کتاب یکدست و تک‌بعدی نباشد.
چرا ساختار قطعه‌قطعه اهمیت دارد؟
اگر یک واقعه دردناک را از ذهن یک فرد سوگوار دنبال کنیم، احتمالاً با روایتی کاملاً مرتب روبه‌رو نمی‌شویم.
خاطرات ناگهان ظاهر می‌شوند.
یک نام گذشته را زنده می‌کند.
یک تصویر، حادثه‌ای فراموش‌شده را به یاد می‌آورد.
و یک گفت‌وگو می‌تواند زمان را به عقب ببرد.
ساختار «من، منصور و آلبرایت» تا حدی همین منطق ذهنی را بازتاب می‌دهد.
کتابی برای علاقه‌مندان ادبیات معاصر ایران
اگر به ادبیات معاصر ایران علاقه دارید، «من، منصور و آلبرایت» می‌تواند جایگاه ویژه‌ای در فهرست مطالعه شما داشته باشد.
این اثر نمونه‌ای از رمان‌هایی است که ادبیات را با مسائل اجتماعی و تاریخی پیوند می‌دهند.
کتاب به خواننده اجازه می‌دهد هم با یک داستان روبه‌رو شود و هم بخشی از فضای فکری و اجتماعی ایران معاصر را دنبال کند.
کتابی برای علاقه‌مندان رمان‌های سیاسی
«من، منصور و آلبرایت» را می‌توان از زاویه ادبیات سیاسی نیز مطالعه کرد.
البته کتاب یک متن سیاسی مستقیم نیست.
اما سیاست و قدرت در پس‌زمینه بسیاری از اتفاقات حضور دارند.
قتل‌های سیاسی، فضای اجتماعی دهه هفتاد، واکنش نهادها و تلاش خانواده برای یافتن حقیقت، بخشی از زمینه تاریخی اثر را شکل می‌دهند.
کتابی برای علاقه‌مندان ادبیات مستند
ادبیات مستند یا داستان‌هایی که از واقعیت تاریخی و تجربه زیسته استفاده می‌کنند، مخاطبان خاص خود را دارند.
«من، منصور و آلبرایت» برای چنین مخاطبی جذاب است.
زیرا خواننده می‌داند با یک واقعه کاملاً خیالی مواجه نیست.
در عین حال، نویسنده واقعیت را با ابزارهای داستانی بازآفرینی می‌کند.
این ترکیب، کتاب را به اثری میان داستان و مستند نزدیک می‌کند.
کتاب برای علاقه‌مندان به تاریخ معاصر ایران
اگر به تاریخ معاصر ایران علاقه دارید، این کتاب می‌تواند زاویه‌ای متفاوت برای مطالعه باشد.
تاریخ در اینجا از نگاه یک فرد و یک خانواده روایت می‌شود.
به جای آمار و جدول زمانی، با تجربه انسانی مواجه هستیم.
همین ویژگی باعث می‌شود کتاب بتواند در کنار منابع تاریخی رسمی، تجربه‌ای ادبی و شخصی از یک دوره را نیز پیش روی خواننده قرار دهد.
قتل‌های زنجیره‌ای و ادبیات
موضوع قتل‌های زنجیره‌ای در دهه ۱۳۷۰ یکی از تلخ‌ترین بخش‌های تاریخ سیاسی معاصر ایران است.
شماری از نویسندگان و روشنفکران در این پرونده‌ها به قتل رسیدند.
حمید و کارون حاجی‌زاده نیز در همین زمینه تاریخی قرار می‌گیرند.
«من، منصور و آلبرایت» از این منظر اهمیت دارد که این مسئله را از زاویه یک خانواده و تجربه شخصی روایت می‌کند.
چرا این کتاب فقط یک رمان نیست؟
زیرا کتاب هم‌زمان چند کار انجام می‌دهد.
داستان تعریف می‌کند.
خاطره ثبت می‌کند.
تاریخ را به یاد می‌آورد.
درباره فقدان حرف می‌زند.
و پرسش‌هایی درباره حقیقت و عدالت مطرح می‌کند.
همین چندلایه بودن باعث می‌شود خواننده بتواند کتاب را از زاویه‌های مختلف مطالعه کند.
نقش زن در روایت
فرخنده حاجی‌زاده در این اثر، راوی زنی است که با فقدان و تجربه‌ای بسیار دشوار روبه‌رو شده است.
اما روایت او منفعل نیست.
او جست‌وجو می‌کند، سؤال می‌پرسد و می‌نویسد.
در نتیجه، زن در این کتاب نه فقط یک شخصیت سوگوار، بلکه راوی و ثبت‌کننده تاریخ است.
این ویژگی می‌تواند برای علاقه‌مندان به ادبیات زنان نیز جذاب باشد.
آیا کتاب «من، منصور و آلبرایت» سخت‌خوان است؟
این اثر به دلیل ساختار غیرخطی و لایه‌های تاریخی و ذهنی، احتمالاً برای خواننده‌ای که به رمان‌های کاملاً خطی عادت دارد متفاوت خواهد بود.
اما همین ویژگی برای مخاطب ادبیات جدی می‌تواند جذاب باشد.
کتاب نیازمند توجه است.
خواننده باید ارتباط میان خاطرات، شخصیت‌ها و زمان‌های مختلف را دنبال کند.
در مقابل، همین دقت می‌تواند تجربه‌ای عمیق‌تر از داستان ایجاد کند.
ارزش کتاب برای پژوهشگران
این اثر علاوه بر ارزش ادبی، برای پژوهشگرانی که در زمینه‌هایی مانند ادبیات معاصر، روایت‌های پس از بحران، حافظه جمعی، ادبیات سیاسی و فراداستان تاریخی فعالیت می‌کنند نیز قابل توجه است.
در نقدهای منتشرشده درباره کتاب، از مفاهیمی مانند فراداستان تاریخ‌نگارانه و مرز میان تاریخ، خاطره و خیال استفاده شده است.
از این منظر، کتاب می‌تواند موضوعی مناسب برای تحلیل دانشگاهی و پژوهش ادبی باشد.
چاپ‌های کتاب من، منصور و آلبرایت
این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۸۵ توسط انتشارات خاوران در پاریس منتشر شد.
پس از آن ویرایش جدید آن در سال ۱۳۹۰ منتشر شد.
نسخه‌ای از اثر نیز در سال ۱۴۰۰ در چاپ سوم توسط نشر مهری منتشر شده است.
برای مجموعه‌داران کتاب، دانستن تفاوت چاپ‌ها و ناشران اهمیت دارد.
مشخصات کتاب
عنوان: من، منصور و آلبرایت
نویسنده: فرخنده حاجی‌زاده
نوع اثر: رمان / قصه‌ای با مقدمه و مؤخره
ناشر چاپ سوم: نشر مهری، لندن
سال چاپ سوم: ۱۴۰۰
تعداد صفحات چاپ سوم: ۲۵۸ صفحه
شابک: 978-1-914165-01-6
من، منصور و آلبرایت برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای چند گروه از خوانندگان می‌تواند جذاب باشد.
علاقه‌مندان به رمان معاصر فارسی.
خوانندگان آثار فرخنده حاجی‌زاده.
علاقه‌مندان به تاریخ معاصر ایران.
پژوهشگران ادبیات سیاسی.
علاقه‌مندان به ادبیات مستند.
خوانندگان آثار مرتبط با حافظه و سوگ.
علاقه‌مندان به رمان‌های غیرخطی و ساختارشکن.
و مجموعه‌دارانی که به دنبال چاپ‌های خاص و کمتر‌یاب ادبیات معاصر هستند.
اگر به ادبیات فرخنده حاجی‌زاده علاقه دارید
«من، منصور و آلبرایت» تنها یکی از آثار فرخنده حاجی‌زاده است.
برای شناخت جهان ادبی او می‌توان به آثار دیگری مانند «از چشم‌های شما می‌ترسم»، «هجرانی»، «خلاف دموکراسی» و دیگر نوشته‌های او نیز توجه کرد.
خواندن چند اثر از یک نویسنده کمک می‌کند ویژگی‌های سبکی و دغدغه‌های فکری او بهتر شناخته شوند.
من، منصور و آلبرایت؛ کتابی برای کتابخانه شخصی
برخی کتاب‌ها ارزش آن را دارند که در کتابخانه شخصی باقی بمانند.
نه فقط به دلیل داستان، بلکه به دلیل موضوعی که درباره آن نوشته شده‌اند.
«من، منصور و آلبرایت» از چنین آثاری است.
کتابی درباره حافظه.
کتابی درباره فقدان.
کتابی درباره تاریخ.
و کتابی درباره تلاش انسان برای یافتن حقیقت.
به همین دلیل می‌تواند برای کتابخانه علاقه‌مندان ادبیات معاصر ایران انتخابی قابل توجه باشد.
چرا نسخه‌های کمیاب این کتاب اهمیت دارند؟
برای کتاب‌دوستان، تفاوت میان یک عنوان موجود در بازار و یک نسخه کمتر‌یاب بسیار مهم است.
گاهی یک چاپ خاص برای مجموعه‌دار اهمیت دارد.
گاهی پژوهشگر به نسخه‌ای مشخص نیاز دارد.
و گاهی خواننده به دنبال کتابی است که دیگر در کتاب‌فروشی‌های عمومی پیدا نمی‌شود.
«من، منصور و آلبرایت» نیز به دلیل چاپ‌های مختلف و انتشار خارج از ایران، می‌تواند برای بعضی مخاطبان در گروه کتاب‌های دشوارپیدا قرار بگیرد.
خرید کتاب من، منصور و آلبرایت
اگر به دنبال خرید کتاب من، منصور و آلبرایت اثر فرخنده حاجی‌زاده هستید، می‌توانید برای تهیه این اثر با شهر کتاب نایاب | bookciti تماس بگیرید.
شهر کتاب نایاب تلاش می‌کند دسترسی علاقه‌مندان به کتاب‌های کمیاب، خاص و کمتر‌یاب را آسان‌تر کند.
اگر کتابی را در کتاب‌فروشی‌های معمولی پیدا نمی‌کنید، می‌توانید نام آن را برای جست‌وجو و بررسی امکان تهیه مطرح کنید.
شهر کتاب نایاب؛ مرجع جست‌وجوی کتاب‌های کمیاب
پیدا کردن کتاب‌های قدیمی و کمتر‌یاب گاهی نیازمند جست‌وجوی بیشتری است.
یک کتاب ممکن است دیگر چاپ نشود.
ممکن است تنها تعداد محدودی از نسخه‌های آن باقی مانده باشد.
یا ممکن است نسخه مورد نظر شما چاپ مشخصی باشد که در فروشگاه‌های عمومی موجود نیست.
در چنین شرایطی شهر کتاب نایاب یا bookciti می‌تواند برای علاقه‌مندان به جست‌وجوی کتاب‌های خاص گزینه‌ای مناسب باشد.
bookciti و کتاب‌های کمتر‌یاب
نام bookciti را برای جست‌وجوی کتاب‌های نایاب و خاص به خاطر بسپارید.
اگر به دنبال رمان‌های قدیمی، ادبیات معاصر، کتاب‌های خارج از چاپ، ترجمه‌های خاص یا نسخه‌های کمتر‌یاب هستید، می‌توانید از طریق شهر کتاب نایاب پیگیر تهیه کتاب موردنظر خود باشید.
هدف فقط فروش یک کتاب نیست.
هدف کمک به پیدا شدن کتابی است که خواننده مدت‌هاست در جست‌وجوی آن است.
چرا کتاب‌های نایاب ارزشمندند؟
کتاب نایاب همیشه به معنای کتاب بسیار قدیمی نیست.
گاهی یک عنوان تنها به دلیل چاپ محدود یا توقف انتشار، کمیاب می‌شود.
گاهی یک مترجم یا ناشر خاص باعث می‌شود نسخه مشخصی برای مجموعه‌دار اهمیت پیدا کند.
گاهی نیز یک اثر پس از سال‌ها دوباره مورد توجه پژوهشگران و خوانندگان قرار می‌گیرد.
به همین دلیل، بازار کتاب‌های کمیاب برای کتاب‌خوان‌های جدی اهمیت خاص خود را دارد.
یک انتخاب برای علاقه‌مندان ادبیات متفاوت
اگر در جست‌وجوی کتابی هستید که داستان را با تاریخ و تجربه شخصی ترکیب کند، «من، منصور و آلبرایت» می‌تواند انتخاب متفاوتی باشد.
این کتاب به جای ارائه یک روایت ساده، خواننده را وارد فضایی چندلایه می‌کند.
در آن خاطره با تاریخ، فقدان با جست‌وجو و واقعیت با خیال کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.
همین ترکیب، اثر را از بسیاری از رمان‌های معمولی متمایز می‌کند.
جمع‌بندی
من، منصور و آلبرایت نوشته فرخنده حاجی‌زاده رمانی درباره حافظه، فقدان، حقیقت و دادخواهی است.
این اثر با الهام از واقعه قتل حمید و کارون حاجی‌زاده در سال ۱۳۷۷، تجربه شخصی یک خانواده را با بخشی از تاریخ سیاسی و اجتماعی معاصر ایران پیوند می‌دهد.
ساختار غیرخطی، رفت‌وبرگشت میان گذشته و حال، حضور شخصیت غایب در گفت‌وگوهای راوی و ترکیب واقعیت و خیال از ویژگی‌هایی هستند که به کتاب هویت ادبی خاصی می‌دهند.
این کتاب برای علاقه‌مندان به رمان معاصر فارسی، ادبیات سیاسی، ادبیات مستند، تاریخ معاصر ایران، ادبیات زنان و کتاب‌های کمیاب می‌تواند انتخابی ارزشمند باشد.
چاپ سوم کتاب در تابستان ۱۴۰۰ توسط نشر مهری منتشر شده و ۲۵۸ صفحه دارد.
خرید کتاب من، منصور و آلبرایت
برای تهیه کتاب من، منصور و آلبرایت فرخنده حاجی‌زاده و همچنین جست‌وجو و تهیه دیگر آثار کمیاب، نایاب، خاص و کمتر‌یاب می‌توانید با شهر کتاب نایاب | bookciti تماس بگیرید.
شماره تماس: 09122267350
اگر کتابی را مدت‌هاست پیدا نمی‌کنید، نام کتاب، نویسنده یا مشخصات چاپ موردنظر خود را اعلام کنید تا امکان تهیه آن پیگیری شود.
شهر کتاب نایاب | bookciti؛ برای پیدا کردن کتاب‌هایی که همیشه به آسانی پیدا نمی‌شوند.
کتاب من منصور و آلبرایت، من منصور و آلبرایت فرخنده حاجی زاده، من، منصور و آلبرایت، کتاب فرخنده حاجی زاده، فرخنده حاجی زاده، آثار فرخنده حاجی زاده، خرید کتاب من منصور و آلبرایت، خرید کتاب فرخنده حاجی زاده، قیمت کتاب من منصور و آلبرایت، رمان من منصور و آلبرایت، رمان فرخنده حاجی زاده، من منصور و آلبرایت نشر مهری، کتاب نشر مهری، کتاب ادبیات معاصر ایران، رمان معاصر فارسی، رمان سیاسی ایرانی، ادبیات سیاسی ایران، ادبیات مستند، رمان تاریخی، تاریخ معاصر ایران، قتل‌های زنجیره‌ای، حمید حاجی زاده، کارون حاجی زاده، کتاب درباره قتل‌های زنجیره‌ای، کتاب‌های کمیاب، کتاب نایاب، خرید کتاب نایاب، خرید کتاب کمیاب، کتاب خارج از چاپ، کتاب قدیمی، کتاب خاص، شهر کتاب نایاب، bookciti، بوک سیتی، شهر کتاب نایاب bookciti، خرید کتاب کمیاب آنلاین، کتاب‌های کمتر‌یاب، رمان‌های کمیاب، آثار ادبی کمیاب، کتاب فرخنده حاجی زاده نایاب.

260

محصولات پیشنهادی