کتاب «حلقۀ سوم» نوشتهٔ کوستاس تاکتسیس ترجمه محمد قاضی
650,000 تومان
کتاب «حلقۀ سوم»
نوشتهٔ کوستاس تاکتسیس
ترجمه محمد قاضی
کتاب پیش رو داستانی است که زندگی دو زنِ یونانی را در بستر جامعهٔ پس از جنگ روایت میکند؛ زنی بهنام «اِکاوی» و دوستش «نینا»، که چه بسا ظاهر زندگیشان ساده و روزمره بهنظر میرسد، اما با ورود به لایههای درونی روایت، با تراژدی، زشتی و حزنِ عمیقی روبرو میشویم.
در این رُمان، اکاوی زندگیاش را به دوستش نینا بازگو میکند: از روابط، وابستگیها، شکستها، و گسستهایی که جامعهٔ کوچکِ اطرافشان بهصورت خاموش بر زندگیشان تحمیل میکند. روایت، حسی مستقیم و روزمره دارد؛ گویی حرفهایی است که دو دوست در خلوتِ خودشان با صدای آهسته میزنند، اما آنچه درمییابیم آن است که این «زندگی روزمره» چیزی نیست جز آینهای از بُعدهای تلخترِ وجود، از بحران هویت، از تنهایی میان جمع، از انتظارِ وفا نشده.
از سوی دیگر، فضای تاریخیِ یونانِ بعد از جنگ در لابهلای روایت حضور دارد: جامعهای که هنوز در سایۀ وقایع بزرگتر، خردهبورژواییهایی دارد که گاه فکر میکنند زندگی فقط گذران است، اما واقعیت چیز دیگری را نشان میدهد. داستان، از این حیث، هم نمایندهٔ زندگی خصوصی است و هم نمودی از وضعیتِ عمومیترِ فرهنگی و اجتماعی.
سبکِ نگارش ساده و صمیمی است؛ زبانِ ترجمهٔ فارسی نیز – به گفتهٔ خوانندگان – روان و خواندنی است. خواننده را به میانهٔ رابطهها و گسستها میبرد و کمکم درمییابد که «زندگی ساده» که ممکن است دستمایهٔ مایهٔ حسادت یا آرزو در دیگران شود، گاه پوششی است برای درد، شکست، و سرخوردگی. شخصیتها نه قهرماناند و نه ضدقهرمان؛ بلکه انسانِ عادیاند با تمام ضعفها و لغزشهایشان.
یکی از نکات جذاب اثر، نگاهش به زن و جامعه است. اکاوی، بهمثابه یک زنِ طبقه خُردِ بورژوا، تلاش میکند جایگاهی برای خود بیابد، اما عرصه محدود است؛ نه فقط اجتماعی، بلکه درونی. آدمهایی را میبینیم که در پی معنا هستند، در پی ارتباط، در پی رهایی – و در عین حال در چنگِ عادتها، توقعها، مصلحتها. نویسنده میکوشد نشان دهد که حتی در یک زندگی روزمره و کوچک، امکان وقوع فجایع داخلی وجود دارد، موقعیتهایی که اگرچه بیرونیشان کمرنق است، اما درونشان طوفان موج میزند.
علاوه بر این، روایتِ فشرده و اما جامع، ما را با ترکیبی از طنزِ تلخ، از سرِ طنزِ زندگیِ عادی، و از پس آن تراژدیِ خاموش روبهرو میکند. برخی فصول ممکن است حاوی صحنههایی باشند که ناخوشایند است، پر از نفرت یا شوکِ روانی؛ اما دقیقاً همین شرایط است که رفتهرفته مسیر خواننده را از سطح به عمق میکشاند.
در تحلیل شخصیتها، نینا نقشِ شنونده و همراه را دارد – کسی که داستان اکاوی را میشنود و با تحلیلش، خودِ خواننده را نیز همراه میکند. اکاوی اما راویِ اصلی است؛ کسی که با صداقت، با گشودگی تا حدی، زندگیاش را میگوید؛ و در این گفتن، نه فقط خودش را باز مینمایاند، بلکه به ما امکان میدهد دیدی به وضعیت کلیترِ جامعه نیز بیابیم.
ساختار رمان – بهگونهای که خواننده را در مسیر تجربهٔ زندگی میبرد – متمرکز است بر روایت اولشخصِ راویِ زن، که انتخاب هوشمندانهای است چون به جای آنکه از بیرون ما را نگاه کند، ما بهعنوان شنوندهٔ داستان قرار میگیریم. این انتخاب به اثر کمک میکند تا صمیمیتر، محسوستر، دردناکتر بهنظر برسد.
از منظر موضوعی، «حلقۀ سوم» با پرسشهایی دربارهٔ هویت، جنسیت، طبقه، انتظار، عشق، وابستگی و قدرت سر و کار دارد. اینکه چه چیزی برای آدمها «ارزش» میشود، چه چیزی «عادی» بهنظر میرسد، و چگونه همین عادیبودن میتواند رفتهرفته تبدیل به شکنندگی شود. نویسنده میپرسد: وقتی جامعهای کوچک، جمعی محدود، ارزشهایش را دارد، انسان چگونه با آنها کنار میآید؟ چگونه میسازد یا نمیسازد؟ چگونه شکست میخورد؟
در نهایت، این رمان برای مخاطبی است که از ادبیات انتظار دارد فراتر از سرگرمیِ سطحی رود؛ مخاطبی که میخواهد زندگی را با تمام پیچیدگیهایش ببیند، نه فقط از بیرون، بلکه از درون. ترجمهٔ محمد قاضی خوانشِ فارسیِ اثر را امکانپذیر کرده و راه ورود به این جهانِ درهمتنیده را فراهم ساخته است.
اگر بخواهم این رمان را در یک جمله خلاصه کنم: زندگی به ظاهر ساده، همیشه آنچه نیست که بهنظر میآید، و آنچه بهنظر ساده است، ممکن است درونیاش طوفانی باشد. «حلقۀ سوم» دعوتی است به نشستن کنار یک انسانِ عادی، شنیدنِ داستانش، و دیدنِ آنچه پشتِ پردهٔ معمولیبودنمان پنهان است.
۳۴۶
محصولات پیشنهادی
