کتاب ۱۲۰ روز سدوم یا مکتب آزادکامگان» نوشته مارکی دو ساد

1,500,000 تومان

کتاب ۱۲۰ روز سدوم یا مکتب آزادکامگان»
نوشته مارکی دو ساد
نکته مهم تاریخی این است که ۱۲۰ روز سدوم یا مکتب آزادکامگان در سال ۱۷۸۵ در دوران حبس دو ساد در باستیل نوشته شد و نخستین انتشار آن تا سال ۱۹۰۴، یعنی پس از مرگ نویسنده، به تعویق افتاد. نسخه خطی مشهور اثر به شکل طوماری حدود ۱۱٫۸۵ متر طول داشت و امروز در مجموعه کتابخانه ملی فرانسه نگهداری می‌شود.
نوشتن
۱۲۰ روز سدوم یا مکتب آزادکامگان؛ معرفی و بررسی کتاب مارکی دو ساد با ترجمه علی طباخیان
مقدمه
«۱۲۰ روز سدوم یا مکتب آزادکامگان» یکی از مشهورترین، بحث‌برانگیزترین و افراطی‌ترین آثار مارکی دو ساد است.
کمتر کتابی در تاریخ ادبیات وجود دارد که سرگذشت خودِ نسخه خطی آن به اندازه محتوای کتاب شگفت‌انگیز باشد.
مارکی دو ساد این اثر را در سال ۱۷۸۵، زمانی که در زندان باستیل محبوس بود، نوشت.
او متن را روی نواری بسیار باریک و بلند از کاغذ ثبت کرد؛ نواری که نزدیک به دوازده متر طول داشت و برای پنهان کردن نوشته طراحی شده بود.
این نسخه خطی بعدها گم شد، دوباره پیدا شد، از فرانسه خارج شد، به مجموعه‌های خصوصی راه یافت و سرانجام در قرن بیست‌ویکم به کتابخانه ملی فرانسه رسید.
خود متن نیز سرگذشتی مشابه دارد.
«۱۲۰ روز سدوم» در زمان حیات مارکی دو ساد منتشر نشد و نخستین انتشار شناخته‌شده آن در سال ۱۹۰۴ انجام گرفت. کتابخانه ملی فرانسه نیز این اثر را رمانی نوشته‌شده در باستیل در سال ۱۷۸۵ و منتشرشده پس از مرگ نویسنده معرفی می‌کند.
اما اهمیت این کتاب فقط به تاریخ عجیب نسخه خطی آن محدود نمی‌شود.
«۱۲۰ روز سدوم» یکی از مهم‌ترین نمونه‌های ادبیات افراطی در تاریخ ادبیات اروپاست.
این کتاب با استفاده از یک ساختار بسیار منظم، مجموعه‌ای از شخصیت‌ها و موقعیت‌های افراطی را در برابر پرسش‌هایی درباره قدرت، آزادی، میل، اخلاق و طبیعت قرار می‌دهد.
به همین دلیل، خواندن آن صرفاً به معنای مواجه شدن با محتوایی تکان‌دهنده نیست.
این اثر را می‌توان نوعی آزمایش ادبی درباره رفتار انسان دانست.
در این مقاله قصد داریم کتاب «۱۲۰ روز سدوم یا مکتب آزادکامگان» اثر مارکی دو ساد با ترجمه علی طباخیان را معرفی و بررسی کنیم و به جنبه‌های تاریخی، ادبی و فلسفی آن بپردازیم.
کتاب ۱۲۰ روز سدوم درباره چیست؟
«۱۲۰ روز سدوم» داستان گروهی از افراد ثروتمند و قدرتمند است که برای چهار ماه در محیطی دورافتاده و جدا از جامعه گرد هم می‌آیند.
هدف آن‌ها تجربه و آزمایش انواع افراط‌های انسانی است.
داستان در ساختاری بسته و تقریباً آزمایشگاهی شکل می‌گیرد.
چهار شخصیت قدرتمند در مرکز روایت قرار دارند و گروهی از قربانیان و خدمتکاران نیز در فضای داستان حضور دارند.
چهار ماه، چهار مرحله اصلی و مجموعه‌ای گسترده از روایت‌ها و اعمال، ساختار کتاب را تشکیل می‌دهند.
اما آنچه این اثر را از یک داستان معمولی جدا می‌کند، نظم وسواس‌گونه آن است.
دو ساد جهانی طراحی می‌کند که در آن قدرت تقریباً هیچ محدودیتی ندارد.
قانون بیرونی از میان می‌رود.
جامعه حذف می‌شود.
و شخصیت‌های قدرتمند تلاش می‌کنند جهان کوچک خود را بر اساس میل و اراده خود اداره کنند.
این وضعیت بهانه‌ای برای بررسی افراطی مفهوم آزادی و قدرت می‌شود.
مارکی دو ساد کیست؟
دوناتین آلفونس فرانسوا دو ساد، مشهور به مارکی دو ساد، نویسنده فرانسوی قرن هجدهم است.
او در سال ۱۷۴۰ متولد شد و در سال ۱۸۱۴ درگذشت.
نام دو ساد در تاریخ ادبیات با موضوعاتی مانند آزادی فردی، میل، خشونت، نقد مذهب، نقد اخلاق سنتی و افراط‌های انسانی گره خورده است.
با این حال، محدود کردن او به یک نویسنده جنسی یا جنجالی، تصویری ناقص از آثارش ایجاد می‌کند.
دو ساد نویسنده‌ای بود که می‌خواست مرزهای اخلاق و آزادی را آزمایش کند.
او شخصیت‌هایی خلق می‌کرد که درباره رفتار خود استدلال می‌کردند.
به همین دلیل، آثارش هم‌زمان در حوزه ادبیات، فلسفه، تاریخ اندیشه و نقد اجتماعی مورد توجه قرار گرفته‌اند.
«۱۲۰ روز سدوم» شاید یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها برای مشاهده این ویژگی باشد.
تاریخچه نوشتن ۱۲۰ روز سدوم
تاریخچه این کتاب به اندازه خود داستان شگفت‌انگیز است.
دو ساد در زندان باستیل تصمیم گرفت متن را به شکلی مخفیانه روی یک طومار بلند بنویسد.
کتابخانه ملی فرانسه گزارش می‌کند که این طومار حدود ۱۱٫۸۵ متر طول و حدود ۱۱٫۴ تا ۱۲ سانتی‌متر عرض داشته است.
او متن را با خط بسیار ریز روی این نوار کاغذ ثبت کرد تا بتواند آن را پنهان کند.
این نسخه از ۳۳ برگ که به یکدیگر متصل شده بودند تشکیل شده بود.
تصور کنید نویسنده‌ای در سلول زندان، در شرایطی که هر لحظه امکان از دست رفتن نوشته وجود دارد، اثری بسیار طولانی را با خطی کوچک روی نواری باریک ثبت کند.
همین مسئله بخشی از افسانه تاریخی «۱۲۰ روز سدوم» شده است.
نسخه خطی مشهور ۱۲۰ روز سدوم
نسخه خطی این کتاب یکی از مهم‌ترین اسناد ادبی مربوط به مارکی دو ساد است.
این طومار پس از دوران زندان نویسنده سرگذشت پیچیده‌ای پیدا کرد.
مدت‌ها تصور می‌شد که اثر از بین رفته است.
اما نسخه خطی دوباره پیدا شد و در نهایت به مجموعه‌های مختلف راه یافت.
در سال ۲۰۲۱ کتابخانه ملی فرانسه موفق شد این نسخه را به دست آورد و آن را به مجموعه آرشیو باستیل در کتابخانه آرسنال اضافه کند.
امروزه این نسخه نه فقط یک دست‌نوشته ادبی، بلکه یک سند تاریخی مهم درباره ادبیات قرن هجدهم محسوب می‌شود.
چرا کتاب در زمان خود منتشر نشد؟
محتوای «۱۲۰ روز سدوم» به اندازه‌ای افراطی و جنجالی بود که انتشار آن در زمان حیات نویسنده بسیار دشوار بود.
دو ساد نیز می‌دانست که متن می‌تواند پیامدهای جدی برای او داشته باشد.
از سوی دیگر، زندانی بودن نویسنده امکان انتشار عادی اثر را تقریباً از میان برده بود.
به همین دلیل، کتاب سال‌ها در وضعیت پنهانی باقی ماند.
نخستین انتشار کتاب بر اساس نسخه خطی در سال ۱۹۰۴ انجام شد.
کتابخانه ملی فرانسه مشخصات این چاپ را نیز ثبت کرده و ناشر آن را Club des bibliophiles معرفی می‌کند.
بنابراین فاصله میان زمان نگارش و انتشار رسمی کتاب حدود ۱۱۹ سال بود.
۱۲۰ روز سدوم؛ اثری ناتمام
یکی از نکات مهم درباره این کتاب آن است که اثر ناتمام است.
دو ساد طرح بسیار بزرگی برای کتاب داشت، اما تنها بخش نخست آن را به شکل کامل‌تری تدوین کرد.
کتابخانه ملی فرانسه نیز اشاره می‌کند که در زمان نگارش نسخه باستیل، تنها معرفی مکان و شخصیت‌ها و بخش نخست اثر به‌طور کامل نوشته شده بود.
بنابراین «۱۲۰ روز سدوم» را نباید مانند یک رمان کامل و معمولی مطالعه کرد.
ناتمام بودن اثر بخشی از هویت آن است.
این ناتمامی حتی به فضای اثر نیز نوعی حالت طرح‌وار و آزمایشگاهی می‌دهد.
چرا عنوان کتاب «۱۲۰ روز» است؟
عنوان کتاب به دوره زمانی داستان اشاره دارد.
چهار ماه، یا ۱۲۰ روز، چارچوب زمانی اصلی روایت را تشکیل می‌دهد.
این زمان محدود باعث می‌شود داستان حالتی شبیه یک آزمایش پیدا کند.
شخصیت‌ها وارد فضایی بسته می‌شوند و در طول چهار ماه، قواعد خود را دنبال می‌کنند.
زمان در اینجا فقط یک عنصر داستانی نیست.
زمان به ساختار اثر نظم می‌دهد.
هر مرحله از داستان بخشی از برنامه از پیش طراحی‌شده را تشکیل می‌دهد.
معنای «مکتب آزادکامگان»
عنوان دوم کتاب نیز بسیار مهم است.
«مکتب آزادکامگان» یا «مدرسه آزادگی جنسی» اشاره‌ای به ساختار آموزشی و نظام‌مند داستان دارد.
در جهان کتاب، شخصیت‌های اصلی فقط به دنبال تجربه‌های شخصی نیستند.
آن‌ها برای رفتارهای خود نوعی نظام و طبقه‌بندی ایجاد می‌کنند.
این ویژگی یکی از نقاط قابل توجه در روش نویسندگی دو ساد است.
او حتی افراط را نیز طبقه‌بندی می‌کند.
به همین دلیل، کتاب گاهی بیشتر از آنکه شبیه یک رمان سنتی باشد، شبیه یک سیستم نظری افراطی به نظر می‌رسد.
ساختار چهارگانه کتاب
یکی از ویژگی‌های مشهور «۱۲۰ روز سدوم»، تقسیم‌بندی ساختاری آن است.
داستان بر اساس چهار دسته اصلی از روایت‌ها پیش می‌رود.
هر مرحله شدت و دامنه متفاوتی دارد.
این ساختار باعث می‌شود کتاب از نظر روایی شبیه یک برنامه دقیق و از پیش طراحی‌شده باشد.
در نتیجه، تصادف و اتفاقات غیرمنتظره در آن جای کمتری دارند.
همه چیز در چارچوب یک نظام مشخص حرکت می‌کند.
این نظم با آشفتگی محتوایی کتاب تضاد جالبی ایجاد می‌کند.
تضاد میان نظم و افراط
شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ادبی «۱۲۰ روز سدوم» همین تضاد باشد.
محتوای کتاب بسیار افراطی است.
اما ساختار آن بسیار منظم است.
دو ساد جهان بی‌رحمانه‌ای را به شکلی تقریباً ریاضیاتی سازمان‌دهی می‌کند.
این ویژگی باعث شده است برخی پژوهشگران به ساختار کتاب توجه ویژه‌ای نشان دهند.
نویسنده فقط مجموعه‌ای از اتفاقات شوکه‌کننده را کنار هم نمی‌گذارد.
او آن‌ها را در یک سیستم قرار می‌دهد.
قدرت در ۱۲۰ روز سدوم
قدرت شاید مهم‌ترین مفهوم کتاب باشد.
شخصیت‌های اصلی تقریباً تمام قدرت را در اختیار دارند.
آن‌ها قانون را خودشان تعریف می‌کنند.
دیگران امکان مخالفت بسیار محدودی دارند.
این شرایط، مفهوم آزادی را به یک پرسش فلسفی تبدیل می‌کند.
اگر فردی قدرت مطلق داشته باشد، چه اتفاقی برای اخلاق می‌افتد؟
اگر هیچ نهادی نتواند او را متوقف کند، آیا او همچنان به قوانین اخلاقی پایبند خواهد ماند؟
دو ساد پاسخ ساده‌ای ارائه نمی‌دهد.
او فقط شرایطی افراطی ایجاد می‌کند و نتیجه آن را به نمایش می‌گذارد.
قانون و فقدان قانون
جامعه معمولاً با مجموعه‌ای از قوانین رفتار انسان را محدود می‌کند.
اما در فضای بسته «۱۲۰ روز سدوم»، این قوانین تقریباً حذف می‌شوند.
شخصیت‌های اصلی در محیطی جدا از جامعه قرار گرفته‌اند.
این جدایی از جامعه اهمیت زیادی دارد.
زیرا دو ساد می‌خواهد نشان دهد اگر محدودیت‌های بیرونی حذف شوند، چه نوع رفتاری ممکن است شکل بگیرد.
به این ترتیب، کتاب را می‌توان نوعی آزمایش فکری درباره رابطه قانون و اخلاق دانست.
آیا اخلاق بدون قانون ممکن است؟
یکی از پرسش‌های مهمی که از رمان می‌توان استخراج کرد همین است.
اگر قانون وجود نداشته باشد، آیا انسان همچنان اخلاقی رفتار خواهد کرد؟
اگر مجازاتی در کار نباشد، چه چیزی جلوی خشونت را می‌گیرد؟
آیا اخلاق از درون انسان می‌آید یا از ترس مجازات و فشار جامعه؟
«۱۲۰ روز سدوم» این پرسش را در شدیدترین حالت ممکن مطرح می‌کند.
مفهوم آزادی در کتاب
کلمه «آزادی» در آثار دو ساد معنای پیچیده‌ای دارد.
در نگاه نخست، شخصیت‌های اصلی کاملاً آزاد هستند.
آن‌ها محدودیت‌های معمول جامعه را کنار گذاشته‌اند.
اما این آزادی با آزادی دیگران در تضاد است.
وقتی آزادی یک فرد باعث سلب اختیار فرد دیگر شود، آیا هنوز می‌توان آن را آزادی نامید؟
این یکی از مهم‌ترین تناقض‌های فلسفی جهان دو ساد است.
آزادی یا سلطه؟
کتاب به ما یادآوری می‌کند که آزادی برای همه افراد به یک اندازه وجود ندارد.
فرد قدرتمند آزادی بیشتری دارد.
فرد ضعیف آزادی کمتری دارد.
در نتیجه، چیزی که از نگاه فرد قدرتمند «آزادی» است، ممکن است از نگاه فرد ضعیف «اجبار» باشد.
این مسئله یکی از پایه‌های مهم خوانش سیاسی و اجتماعی کتاب است.
طبیعت در اندیشه مارکی دو ساد
طبیعت یکی از مفاهیم کلیدی در آثار دو ساد است.
او بارها این پرسش را مطرح می‌کند که آیا طبیعت را باید معیار اخلاق دانست.
اگر در طبیعت خشونت، رقابت و نابودی وجود دارد، آیا می‌توان گفت این رفتارها ذاتاً غیراخلاقی هستند؟
دو ساد از این پرسش برای نقد اخلاق سنتی استفاده می‌کند.
در «۱۲۰ روز سدوم» نیز طبیعت به عنوان مرجعی برای توجیه یا نقد رفتار انسانی مطرح می‌شود.
نقد مذهب
نقد مذهب در آثار دو ساد جایگاه مهمی دارد.
او با مفهوم اخلاقی که صرفاً بر فرمان الهی استوار باشد، برخورد انتقادی می‌کند.
شخصیت‌های آثار او درباره خدا، گناه و مجازات بحث می‌کنند.
در «۱۲۰ روز سدوم» نیز این رویکرد حضور دارد.
مذهب در جهان کتاب یکی از نهادهایی است که شخصیت‌ها تلاش می‌کنند از محدودیت‌های آن عبور کنند.
آیا ۱۲۰ روز سدوم یک کتاب فلسفی است؟
اگرچه این اثر یک رمان است، اما عناصر فلسفی آن بسیار پررنگ هستند.
شخصیت‌ها فقط در حال انجام اعمال مختلف نیستند.
آن‌ها درباره رفتار خود نیز استدلال می‌کنند.
این استدلال‌ها درباره طبیعت، اخلاق، آزادی، مذهب و میل هستند.
به همین دلیل، می‌توان کتاب را نوعی رمان فلسفی افراطی دانست.
البته فلسفه دو ساد را نباید با یک نظام فلسفی دانشگاهی و منظم یکی دانست.
او ایده‌های خود را از طریق داستان و شخصیت‌های افراطی آزمایش می‌کند.
ژانر ۱۲۰ روز سدوم
دسته‌بندی دقیق این کتاب آسان نیست.
برخی آن را رمان اروتیک می‌دانند.
برخی آن را اثری پورنوگرافیک معرفی کرده‌اند.
برخی نیز بیشتر بر جنبه فلسفی و ادبی آن تأکید دارند.
در واقع، «۱۲۰ روز سدوم» ترکیبی از چند سنت ادبی است.
کتاب هم داستان است.
هم رساله‌ای فلسفی.
هم اثری افراطی درباره میل.
و هم متنی ساختاریافته درباره قدرت و خشونت.
چرا کتاب این‌قدر مشهور شد؟
یکی از دلایل شهرت کتاب، افراط آن است.
اما دلیل دیگر، تاریخچه عجیب نسخه خطی آن است.
اینکه نویسنده کتاب را در زندان و به صورت مخفیانه نوشته باشد، خود به افسانه‌ای ادبی تبدیل شده است.
سپس نسخه برای بیش از یک قرن از دسترس عموم دور بماند.
بعد در سال ۱۹۰۴ منتشر شود.
و در قرن بیستم بر ادبیات و هنر تأثیر بگذارد.
این سرگذشت به کتاب جایگاهی فراتر از یک رمان معمولی داده است.
تأثیر ۱۲۰ روز سدوم بر ادبیات
پس از انتشار، «۱۲۰ روز سدوم» به تدریج وارد بحث‌های ادبی و فلسفی شد.
نویسندگان و متفکران مختلف به آثار دو ساد توجه کردند.
کتاب به‌خصوص در قرن بیستم در میان برخی جریان‌های آوانگارد و سوررئالیستی اهمیت پیدا کرد.
کتابخانه ملی فرانسه نیز از تأثیر عمیق این اثر بر چهره‌هایی مانند پل الوار، آندره برتون، ژرژ باتای، موریس بلانشو، پیر پائولو پازولینی و آنی لو برون یاد می‌کند.
این فهرست نشان می‌دهد که جایگاه «۱۲۰ روز سدوم» فقط به ادبیات اروتیک محدود نمانده است.
۱۲۰ روز سدوم و سوررئالیسم
سوررئالیست‌ها به آثار دو ساد علاقه زیادی نشان دادند.
دلیل این علاقه را می‌توان در شورش او علیه قواعد، توجه به میل، تخیل افراطی و زیر سؤال بردن ارزش‌های اجتماعی پیدا کرد.
دو ساد برای هنرمندانی که به دنبال عبور از مرزهای پذیرفته‌شده بودند، چهره‌ای جذاب محسوب می‌شد.
به همین دلیل، «۱۲۰ روز سدوم» به تدریج از یک اثر ممنوع و پنهانی به متنی برای مطالعه و تفسیر هنری تبدیل شد.
ژرژ باتای و خوانش دو ساد
در قرن بیستم، نویسندگان و نظریه‌پردازان مختلف تلاش کردند آثار دو ساد را دوباره تفسیر کنند.
ژرژ باتای یکی از چهره‌هایی بود که به مسئله افراط، ممنوعیت و تخطی علاقه داشت.
از این منظر، آثار دو ساد را می‌توان درباره رابطه میان قانون و شکستن قانون مطالعه کرد.
«۱۲۰ روز سدوم» نمونه بسیار مناسبی برای چنین خوانشی است.
پازولینی و ۱۲۰ روز سدوم
یکی از مشهورترین بازخوانی‌های این اثر، فیلم «سالو، یا ۱۲۰ روز سدوم» ساخته پیر پائولو پازولینی است.
پازولینی داستان دو ساد را به قرن بیستم و فضای فاشیسم ایتالیا منتقل کرد.
این اقتباس نشان می‌دهد که چگونه مفهوم قدرت مطلق در اثر دو ساد می‌تواند به نقد سیاسی تبدیل شود.
در این خوانش، مسئله فقط میل جنسی نیست.
قدرت، کنترل بدن، اطاعت و سرکوب نیز اهمیت پیدا می‌کنند.
تفاوت کتاب و اقتباس‌های هنری
باید میان متن اصلی دو ساد و اقتباس‌های بعدی تفاوت گذاشت.
هر هنرمند می‌تواند از اثر برداشت متفاوتی داشته باشد.
در برخی اقتباس‌ها، جنبه سیاسی برجسته‌تر می‌شود.
در برخی دیگر، جنبه فلسفی یا روان‌شناختی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.
به همین دلیل، بهتر است فیلم یا اثر هنری دیگری را جایگزین خواندن کتاب نکنیم.
ساختار شخصیت‌ها
چهار شخصیت قدرتمند در مرکز داستان قرار دارند.
آن‌ها هر کدام نماینده نوعی شخصیت و قدرت هستند.
اما مهم‌تر از تفاوت‌های فردی، نقش آن‌ها در ساختار کلی کتاب است.
این شخصیت‌ها مانند مدیران یک آزمایشگاه عمل می‌کنند.
آن‌ها محیط را کنترل می‌کنند.
قوانین را تعیین می‌کنند.
و دیگران را در چارچوب خود قرار می‌دهند.
چرا شخصیت‌پردازی کتاب متفاوت است؟
در یک رمان معمولی، خواننده انتظار دارد شخصیت‌ها از نظر روان‌شناختی به‌طور گسترده توسعه پیدا کنند.
اما در «۱۲۰ روز سدوم»، شخصیت‌ها بیشتر به عنوان اجزای یک نظام عمل می‌کنند.
این مسئله با هدف ساختاری کتاب ارتباط دارد.
دو ساد می‌خواهد یک سیستم را آزمایش کند.
در نتیجه، شخصیت‌ها گاهی بیشتر از آنکه شخصیت‌هایی طبیعی باشند، حاملان ایده‌های خاص هستند.
قربانیان و مسئله انسانیت
وجود قربانیان در کتاب باعث می‌شود مسئله انسانیت و شیءشدگی مطرح شود.
در جهانی که قدرت مطلق وجود دارد، انسان ضعیف ممکن است از یک فرد دارای حقوق به یک ابزار تبدیل شود.
این مسئله یکی از تاریک‌ترین جنبه‌های رمان است.
کتاب نشان می‌دهد که وقتی دیگری دیگر به عنوان یک انسان مستقل دیده نشود، امکان انواع سوءاستفاده فراهم می‌شود.
از این منظر، «۱۲۰ روز سدوم» را می‌توان درباره نابودی مفهوم دیگری نیز مطالعه کرد.
بدن در ۱۲۰ روز سدوم
بدن در آثار دو ساد اهمیت ویژه‌ای دارد.
بدن در این کتاب محل تجربه، قدرت، کنترل و خشونت است.
اما همین مسئله باعث می‌شود خواننده درباره رابطه میان بدن و اختیار فکر کند.
چه کسی حق تصمیم‌گیری درباره بدن یک انسان را دارد؟
آیا قدرت می‌تواند این اختیار را از فرد بگیرد؟
این پرسش‌ها امروزه نیز در فلسفه و حقوق اهمیت دارند.
مسئله رضایت
یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که هنگام خواندن اثر باید به آن توجه کرد، تفاوت میان میل و رضایت است.
در جهان داستان، روابط قدرت به شکلی طراحی شده‌اند که رضایت آزادانه بسیاری از افراد عملاً از میان می‌رود.
این مسئله باعث می‌شود کتاب از منظر اخلاق معاصر نیز بسیار مسئله‌دار باشد.
به همین دلیل، نباید رفتار شخصیت‌های کتاب را به عنوان الگوی روابط انسانی یا اخلاقی تلقی کرد.
ارزش مطالعه اثر بیشتر در شناخت تاریخ ادبیات، ایده‌های افراطی و سازوکارهای قدرت است.
خشونت در ۱۲۰ روز سدوم
خشونت یکی از عناصر اصلی این کتاب است.
اما در تحلیل ادبی بهتر است خشونت را صرفاً به عنوان ابزار شوک در نظر نگیریم.
دو ساد خشونت را به قدرت مرتبط می‌کند.
وقتی فردی قدرت مطلق دارد، امکان استفاده از خشونت افزایش می‌یابد.
از این منظر، خشونت در کتاب بخشی از آزمایش نویسنده درباره قدرت است.
چرا این کتاب آزاردهنده است؟
«۱۲۰ روز سدوم» عمداً خواننده را در وضعیت راحتی قرار نمی‌دهد.
موضوعات اثر بسیار تیره و افراطی هستند.
تکرار و طبقه‌بندی آن‌ها نیز می‌تواند تجربه خواندن را دشوار کند.
به همین دلیل، این کتاب برای سرگرمی معمولی یا مطالعه سبک مناسب نیست.
خواننده باید بداند با اثری بسیار خشن، بزرگسالانه و چالش‌برانگیز روبه‌رو است.
آیا ۱۲۰ روز سدوم برای همه مناسب است؟
خیر.
این کتاب محتوای بسیار شدید و بزرگسالانه دارد.
موضوعات مربوط به خشونت جنسی، سوءاستفاده، شکنجه و مرگ در فضای آن حضور دارند.
بنابراین بهتر است تنها مخاطبانی سراغ آن بروند که از نظر سنی و ذهنی آمادگی مواجهه با چنین محتوایی را دارند.
برای کودکان و نوجوانان مناسب نیست.
همچنین افرادی که با ادبیات بسیار خشن و آزاردهنده راحت نیستند، بهتر است پیش از انتخاب کتاب درباره محتوای آن اطلاعات کافی داشته باشند.
آیا ۱۲۰ روز سدوم را باید پورنوگرافیک دانست؟
این مسئله سال‌ها محل بحث بوده است.
برخی منتقدان آن را در سنت ادبیات پورنوگرافیک قرار داده‌اند.
اما پژوهش‌های ادبی نشان داده‌اند که اثر را می‌توان از جنبه‌های بسیار بیشتری مطالعه کرد.
ساختار فلسفی، نقد اجتماعی، مسئله قدرت و تاریخچه نسخه خطی، همگی نشان می‌دهند که کتاب موضوعات متنوعی برای تحلیل دارد.
بنابراین بهتر است آن را فقط به یک ژانر محدود نکنیم.
۱۲۰ روز سدوم و فلسفه اخلاق
یکی از مهم‌ترین سؤالات کتاب این است:
اگر هیچ محدودیت اخلاقی وجود نداشته باشد، انسان چه خواهد کرد؟
این پرسش به قلب فلسفه اخلاق مربوط می‌شود.
آیا انسان ذاتاً اخلاقی است؟
یا جامعه او را اخلاقی می‌کند؟
آیا اخلاق نتیجه همدلی است؟
یا نتیجه قانون و مجازات؟
دو ساد این مسئله را به افراطی‌ترین شکل ممکن مطرح می‌کند.
مسئله شر
«۱۲۰ روز سدوم» را می‌توان به عنوان آزمایشی درباره مفهوم شر نیز خواند.
شر در این کتاب یک نیروی خیالی نیست.
از طریق انسان‌هایی اعمال می‌شود که برای رفتار خود استدلال دارند.
این مسئله بسیار مهم است.
زیرا نشان می‌دهد انسان می‌تواند برای رفتار غیراخلاقی خود توجیه عقلانی بسازد.
عقلانیت در خدمت شر
یکی از نکات قابل توجه آثار دو ساد این است که شخصیت‌های شرور معمولاً کاملاً بی‌منطق نیستند.
آن‌ها برای رفتار خود استدلال می‌آورند.
گاهی طبیعت را شاهد می‌آورند.
گاهی آزادی را.
گاهی لذت را.
گاهی نیز ادعا می‌کنند که اخلاق صرفاً قراردادی اجتماعی است.
این استدلال‌ها باعث می‌شوند کتاب از یک نمایش ساده خشونت فراتر برود.
ژوستین، ژولیت و ۱۲۰ روز سدوم
برای شناخت جهان فکری دو ساد، مقایسه سه اثر بسیار مفید است.
در «ژوستین یا مصائب فضیلت»، شخصیت اصلی نماینده فضیلت است.
در «ژولیت یا مواهب رذیلت»، شخصیت اصلی مسیر رذیلت را انتخاب می‌کند.
در «۱۲۰ روز سدوم»، دو ساد شرایطی افراطی ایجاد می‌کند که در آن قدرت و میل تقریباً بدون محدودیت عمل می‌کنند.
این سه اثر در کنار هم تصویری بسیار کامل‌تر از پروژه ادبی نویسنده ارائه می‌دهند.
ژوستین و ۱۲۰ روز سدوم
«ژوستین» بیشتر حول مسئله رنج انسان اخلاقی می‌گردد.
اما «۱۲۰ روز سدوم» به سمت پرسش دیگری می‌رود.
اگر قدرت و میل از تمام محدودیت‌های اجتماعی آزاد شوند، چه اتفاقی می‌افتد؟
در نتیجه، این دو کتاب مکمل یکدیگر هستند.
یکی مسئله فضیلت را آزمایش می‌کند.
دیگری مرزهای رذیلت و قدرت را.
ژولیت و ۱۲۰ روز سدوم
«ژولیت یا مواهب رذیلت» شخصیت اصلی خود را در جامعه‌ای قرار می‌دهد که هنوز ساختارهای اجتماعی در آن وجود دارند.
اما در «۱۲۰ روز سدوم»، شخصیت‌های اصلی محیطی تقریباً کاملاً بسته و جدا از جامعه ایجاد می‌کنند.
در نتیجه، کتاب دوم حالت آزمایشگاهی شدیدتری دارد.
نقش طبقه اجتماعی
چهار شخصیت اصلی از طبقات قدرتمند هستند.
این مسئله تصادفی نیست.
دو ساد نشان می‌دهد که قدرت اقتصادی و اجتماعی می‌تواند امکان اعمال قدرت بر دیگران را افزایش دهد.
از این منظر، کتاب فقط درباره میل نیست.
درباره طبقه، ثروت و سلطه نیز هست.
نقد اشرافیت
مارکی دو ساد خود از خانواده‌ای اشرافی بود.
همین موضوع باعث می‌شود خواندن انتقادی آثار او درباره اشرافیت اهمیت پیدا کند.
او جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن افراد قدرتمند می‌توانند از موقعیت اجتماعی خود استفاده کنند.
در «۱۲۰ روز سدوم»، قدرت اشرافی تقریباً به قدرت مطلق تبدیل می‌شود.
این تصویر را می‌توان نوعی نقد افراطی از فساد قدرت دانست.
انقلاب فرانسه و فضای تاریخی اثر
«۱۲۰ روز سدوم» پیش از انقلاب فرانسه نوشته شد.
این نکته اهمیت تاریخی دارد.
دو ساد در جامعه‌ای زندگی می‌کرد که ساختار طبقاتی و اقتدار سلطنتی هنوز برقرار بود.
چند سال بعد، انقلاب فرانسه ساختار سیاسی کشور را دگرگون کرد.
اگرچه نباید هر ایده موجود در کتاب را مستقیماً به انقلاب نسبت داد، اما فضای بحران اقتدار در قرن هجدهم برای فهم جهان فکری نویسنده مهم است.
چرا دو ساد در زندان می‌نوشت؟
زندان بخش مهمی از زندگی و آثار دو ساد بود.
او در دوره‌های مختلف زندانی شد.
در باستیل، شرایط زندان باعث شد بسیاری از آثار خود را به شکل مخفیانه بنویسد.
در مورد «۱۲۰ روز سدوم»، انزوای زندان به شکل‌گیری یک جهان کاملاً بسته کمک کرد.
به همین دلیل، ارتباط میان فضای زندان و فضای داستان قابل توجه است.

محصولات پیشنهادی